سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

68

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

گفتم : بلى . گفت : آيا گمان مىكند كه حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نص بر خلافت أو كرده است ؟ گفتم : بلى ; وزيادة هم بر اين بگويم ، از پدرم پرسيدند از آنچه أو دعوى مىكند ، پدرم گفت : راست مىگويد . عمر گفت : از حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در امر أو گاهى سخنى چند صادر مىشد كه اثبات [ حجتي ] ( 1 ) نمىكرد وقطع عذرى نمىنمود - يعنى : صريح نبود - وگاهى از جهت محبتي كه با أو داشت ، مىخواست كه ميل از حق به سوى باطل در باب أو بكند [ ! ! ] ودر مرض موت خواست كه تصريحِ [ به ] ( 2 ) اسم أو بكند ، من منع كردم أو را از اين ، از براي شفقت بر أمت ، ومحبت أهل اسلام ، به حق خانه كعبه سوگند كه قريش هرگز بر أو اتفاق نخواهند كرد ، واگر أو خلافت را بگيرد ، قريش بر أو در أطراف زمين شورش خواهند كرد ، پس حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) دانست كه من يافتم كه أو چه در خاطر دارد ، ساكت شد وتصريح به اسم أو نكرد ، وخدا جارى كرد ، آنچه مقدر شده بود . تا اينجا ترجمه روايات بود . ابن أبي الحديد بعدِ نقل ألفاظ اين روايت گفته :

--> 1 . زيادة از مصدر . 2 . زيادة از مصدر .